Loading
ورق کی توی این قصه برگشت مراقب تو بود کی مثل بچش یه من دیگه ساختی از منی که میگفتن بهش نصف شهر چشم الان جلو تو دستاش بالاس زدی قلبی و که ضربان داشت باهات شده ادم خوبی برا تو اون که ادم بده تو همه ی داستاناس چشم به هم زدیم دیدیم سر خونهی اولیم تو بی سر صدا پلن رفتن و چیدی یا که من چشم ندید جلو مچ دنیا اورد مچمون کم و این شب اخر و صبح زود نرو من هم تورو دوست داشتم هم اونی که با تو شده بودم فکراتو بکن برو اگه تونستی فراموشم کن اگه تونستی خاطرات جا نشه تو چمدونت چی ؟ من نمیتونم تو اگه تونستی نگو باید برم قبل بازی بازنده من نمیکشه واقعا دلم نیستی یه ساعت لهم. رو دیوارم اون بوم نقاشی که باهم کشیدیم یادته از زمین کندیم به ماهم رسیدیم هنوزم یه عالمه فیلم مونده باهم ببینیم هنوزم کلی عکس مونده باهم بگیریم