Loading
جان من است او جانان من است او حرف که می زند مرا می برد از هوش عطر خوشش مرا که می کشد مشک خطن است او عاشق افکن است او این همه خوبی ها او یک جا دارد گویی کل جهان در دلش جا دارد دل دریا دارد بر من می بارد ابر بهار است او دلدار است او عاشق کش زیبا روی خوش سخنی تو هم مایه ی عشقی هم جان و تنی تو در قاره ی قلب من همچو وطنی تو جان منی تو او کجا و من کجا گویی رویا است محوش میشم نم نم باران است بر من می تابد میدرخشد ماه است در آسمان است او تابان است او