Loading
توی شبای خستهی این شهر سرد دنبال یه نورم برای برگشتن هر زخمی که مونده روی قلب من یاد داد دوباره باید ساخْتن خیابونای خیس و چراغای کور سایهها دنبالم میدون هر شب من هنوز از ته این همه دود دنبال یه راهم برای نفس من هنوز ایستادم با تموم دردایی که جا موندن با یه قلب زخمی که هنوزم میخواد بجنگه فریاد میزنم توی بارون من هنوزم ادامه میدم با صدای گیتار و قلبی داغ رؤیاهامو پس میگیرم اگه دنیا دیوار بچینه بازم از رویا رد میشم من از خاکستر خودم دوباره بلند میشم گاهی دنیا نفس آدمو میبره وقتی همه چی بوی شکست میده ولی این آتیش خاموش توی چشمام هنوزم راه فریاد بلده من زمین خوردم هزار بار ولی باز پا شدم از نو هر زخمی که مونده روی تنم منو ساخْت قویتر از اوّل بذار بارون بباره بذار این شب تموم نشه تا وقتی قلبم میزنه هیچچیزی آخر من نمیشه فریاد میزنم توی بارون من هنوزم ادامه میدم با صدای گیتار و قلبی داغ رؤیاهامو پس میگیرم من از خاکستر خودم دوباره بلند میشم این آخر قصّهی من نیست… هنوز زندم