Loading
بیا ای جان به یک دیدار که ما از نو بسازیم یار مرا به حال خود مگذار شود بی تو غمی آوار دل خسته از دوری تو رفتن مجبوری تو دانم دلت پیش من است از رفتن سوری تو یه مهتابم که بیتابم شوی خورشید من میتابم تو خوابم کن که بی خوابم چون تو یاری کجا یابم دل خسته از دوری تو رفتن مجبوری تو دانم دلت پیش من است از رفتن سوری تو